الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

544

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مىگذرند يا بسويش مىروند . عَبَرَ العينُ : براى اشك ريختن از چشم است و همچنين - عَبْرَة مثل - دمعة بمعنى اشك كه از آن مشتقّ شده است . عَابِرُ سبيلٍ : خداى تعالى گويد : ( إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ - 43 / نساء ) ( مربوط به كسانى است كه غسل نكرده‌اند و بناچار از مسجدى كه دو درب دارد مىگذرند و عبور مىكنند كه اين حالت استثناء شده است و غير از اين استثناء كسانى نبايستى در مسجد توقّف كنند و داخل شوند ) . ناقةٌ عُبْرُ أسفارٍ : مادينه شترى كه همواره در سفر است و قوى است . عَبَرَ القومُ : وقتى است كه قومى از دنيا بروند گويى كه از پل دنيا گذشتند عِبَارَة : مخصوص كلام و سخنى است كه هوا را از زبان گوينده به گوش شنونده عبور مىدهد و مىرساند . اعْتِبَار و عِبْرَة : حالتى است كه انسان را از معرفت و شناخت چيزى كه ديده شده به چيزى كه در گذشته رخ داده و ديده نشده مىرساند . در آيات گفت : ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً - 13 / آل عمران ) ( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ - 2 / حشر ) واژه - تَعْبِير - هم مخصوص تعبير خواب است ( توجيه نمودن خوابها ) كه از ظاهر خواب به باطن آن مىرود . مثل آيه : ( إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ - 43 / يوسف ) يعنى : ( اگر تعبير خواب مىدانيد و مىتوانيد ) كه اخصّ از واژهء تأويل - است زيرا - تأويل - در بارهء خواب و غير خواب گفته مىشود . الشّعرى العَبُورُ : ستاره‌اى كه بعد از ستاره جوزا طلوع مىكند و چون جزء سيّارات و عبور كننده‌هاست اينطور ناميده شده . عَبْرِىّ : گياهى كه بر گذرگاه نهر و كنار جوى مىرويد ( و غالبا به سدر يا كنّار و عنّاب و خرما بن گفته مىشود ) . شطٌّ مُعْبَرٌ : نهرى كه چنان گياهانى در ساحلش دارد .